X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



روانشناسی موفقیت ( به جهانِ آزاد ِ اندیشه های آزاد من خوش آمدید ) - ثروت

چرا ثروتمند شدن خیلی آسان است : ۱۰ نکته برای اثبات


bugatti




بسیاری از افراد جامعه با سخت کوشی و به خطر انداختن زندگی شخصی و اجتماعی خود به دنبال موفقیت و رسیدن به عزت و سربلندی هستند. برخی اوقات این فشار و سخت کوشی بیش از حد که ناشی از تلاش شبانه‌روزی و دیوانه‌وار ما برای کسب ثروت است می‌تواند منجر به ابتلای ما به بیماری‌های مرتبط با استرس و فشارهای عصبی شود.لازم نیست که سبک تلاش و تفکر ما این‌گونه باشد. تنها باید خارج از چارچوب فکر کنید و به دنبال فرصت‌های ناب و شکاف‌های موجود در بازار باشید تا از این موقعیت‌ها برای ساخت آینده‌ی مالی خود نهایت استفاده را ببرید.در این مقاله ۱۰ نکته برای ثروتمند شدن بیان شده است که به نوعی با تفکر مرسوم و سنتی در تضاد است:

۱-باورهای محدودکننده را از بین ببرید

افراد بسیاری از آنجا که به خود و توانایی ها و استعدادهایشان شک دارند ترجیح می‌دهند اهداف و چشم اندازهای متوسط را برگزینند.نه خیلی کوچک و نه خیلی هم بزرگ، متوسط.این همان طرز فکر بیشتر انسان‌ها در جوامع گوناگون است، به همین دلیل هم رقابت در حد میانه یا برای رسیدن به اهداف و آرزوهای متوسط خیلی بالاست؛ بنابراین افرادی که به دنبال ثروتمندی و رسیدن به امنیت مالی هستند باید بزرگ فکر کنند و در مقایسه با کلیت جامعه اهداف بزرگی برای خود انتخاب کنند.در رده‌های بالا رقابت کمی وجود دارد و این همان جایی ست که آرزوهای شما می‌تواند در چشم برهم زدنی تبدیل به واقعیت شود.

۲-بدانید چه می‌خواهید

به نظر می‌رسد بیشتر مردم دقیقاً نمی‌دانند چه می‌خواهند و چه چیزی موجب خوشحالی‌شان می‌شود.اهدافتان را به روشنی مشخص کنید و برای رسیدن به آن‌ها قدم‌های سنجیده و کاربردی تعریف کنید.هر چه این قدم‌ها یا مراحل خاص‌تر باشد، احتمال اینکه به اهداف خود دست یابید بیشتر می‌شود.

۳-باید اعتماد به نفسی تزلزل‌ناپذیر داشته باشید

پشتکار، علاقه و اعتقاد به توانایی ها و ایده‌هایتان می‌تواند شما را به دور دست‌های سرزمین موفقیت و کامیابی برساند.بهترین زمان برای زندگی براساس رؤیاهایتان همین الان و در همین لحظه‌ی کنونی ست. دست از دروغ گفتن به خود بردارید و دنبال کردن اهداف و آرزوهای خود را به تأخیر نی اندازید.

۴-نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید

بر روی نقاط قوت خود سرمایه‌گذاری کنید و بدانید در چه کاری خوب هستید.نقاط ضعف خود را به حداقل برسانید.تنها زمانی که شما به آن‌ها اجازه دهید مشکل باشند می‌توانند برایتان مشکل‌آفرین شوند.از شکست نترسید. فرآیند آزمون و خطا را به عنوان راهی مثبت برای حرکت رو به جلو و پیشرفت در نظر بگیرید.

۵-سبک شخصی خود را پیدا کنید

از رقبا بیاموزید اما سبک شخصی خود، نام تجاری خودتان را اتخاذ کنید.خصوصیات منحصر به فرد خود را شناسایی کنید.چه چیزی شما را از دیگران متمایز می‌کند؟ شخصیت خود را داشته باشید و از اینکه به دیگران نشان دهید چه کسی پشت نام تجاری و لگوی شماست هیچ ترسی به دل راه ندهید.

۶-به قانون جذب توجه کنید

بر چیزی که واقعاً می‌خواهید تمرکز کنید نه آنچه که نمی‌خواهید.وقتی بر فقدان پول و موفقیت تمرکز می‌کنیم انرژی منفی ایجاد خواهیم کرد که هیچ کمکی به ما در رسیدن به اهداف و آرزوهایمان نمی‌کند.بر جذب چیزهای خوب به زندگی‌تان تمرکز کنید و نگرش و انتظار مثبت را برگزینید.

۷-برون سپاری کنید

کارهایی را که از عهده‌ی انجام آن‌ها بر نمی‌آیید و برای تکمیل آن‌ها از تخصص کافی برخوردار نیستید برون سپاری کنید. وقت خود را با تلاش بیهوده برای انجام همه‌ی کارها به تنهایی و همه چیز بودن تلف نکنید. با استفاده از سایت‌های برون سپاری نظیر پونیشا می‌توانید افراد مناسبی برای کارهایی از قبیل نوشتن مقاله، ترجمه، برنامه‌نویسی و … پیدا کنید و برای کوتاه کردن مسیر موفقیت خود این افراد زبده و کاربلد را استخدام کنید. با استخدام افراد مناسب می‌توانید وقت خود را آزاد کنید و زمان و انرژی خود را بر کاری که در انجام آن متخصص هستید متمرکز کنید.

۸-در این میان شانس نیز نقش کوچکی ایفا می‌کند

برخی اوقات شانس و فرصت یکدیگر را در زمان و مکان مناسب ملاقات می‌کنند و چیزهای عالی اتفاق می‌افتند.احساس خوش‌شانسی کنید و دائماً به خود بگویید زندگی نمی‌تواند همیشه مبارزه و کشمکش باشد.همه‌ی ما به نوعی خوش‌شانسیم.تنها باید زمانی که شانس در خانه‌ی شما را زد و فرصتی پیش روی شما گذاشت آن را سریعاً تشخیص دهید و از آن به سود خود استفاده کنید.

۹-قدر فرصت‌های آنلاین را بدانید

اینترنت همه‌ی امکانات لازم برای کسب ثروت و موفقیت را در اختیار ما گذاشته است.امروزه بیش از هر زمان دیگری بسترهای لازم برای ارائه ایده و ساخت ثروت بر اساس آن در دنیای مجازی فراهم است.احتمال اینکه در آینده‌ای نزدیک بسیاری از شرکت‌ها از دورکاری و استفاده از نیروی کار خود در فضای مجازی به جای حضور سنتی آن‌ها در محل کار استفاده کنند بسیار زیاد و حقیقی ست.چشم خود را به روی فرصت‌های خلق ثروت در دنیای مجازی بگشایید و از روش‌های نو و منعطفی که اینترنت برای موفقیت پیش روی شما گذاشته نهایت استفاده را ببرید.

۱۰-شبکه‌ای از روابط مثبت و مفید ایجاد کنید

خودتان را با افراد مثبتی که علایقی مشترک با شما دارند احاطه کنید.شبکه روابط اجتماعی خود را با استفاده از پلتفرم‌هایی نظیر لینکدینگسترش دهید.روابط می‌تواند تفاوتی آشکار در شکست یا موفقیت یک پروژه ایجاد کند.اغلب این شغل و حرفه‌ی شما نیست که شما را موفق می‌کند بلکه شخصیت و روابطی ست که با گذشت زمان و با منطقی زیرکانه ایجاد کرده‌اید.اگر مردم شما را دوست داشته باشند احتمال موفقیت کسب و کار شما دو چندان خواهد شد.

در عصر اطلاعات که دانش حرف اول را می‌زند راه‌های زیادی برای افزایش شانس ثروتمندی شما وجود دارد. نکته‌ی کلیدی این است که باید به موقع فرصت‌ها و ایده‌ها را شناسایی کنید و برای پیشرفت و حرکت به سمت موفقیت و تنعم، رویکردی مثبت اتخاذ کنید.اگر باور کنید که زندگی مبارزه‌ای همیشگی ست و به دست آوردن هر چیزی نیازمند کار زیاد و طاقت فرساست، این اعتقاد بی پایه و اساس تبدیل به واقعیت زندگی شما خواهد شد.برای پولدار شدن، بله باید تلاش کرد اما مهم است که ایده‌های خود را برای یافتن مناسب‌ترین نقطه‌ی شروع با دقت بررسی کنید.انتظار مثبت بدین معناست که بیشتر از اینکه بخواهید فرصت‌های مختلف را رد کنید تمایل به تلاش و امتحان ایده‌های خود داشته باشید.

به نظر شما ثروتمند شدن آسان است یا سخت؟



برچسب‌ها :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/9/1 - 22:00 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/8/16 - 12:45 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/8/7 - 17:34 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آیا منم پولم؟

دسته بندی : ثروت,


برچسب‌ها :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/7/29 - 00:37 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

۱۰ نویسنده مشهور جهان که بر اریکه ثروت و شهرت تکیه زده‌اند


d436ced6af9738c74dd870be0ac81b33_XL

کشاورزنیوز – نویسندگان شناخته شده‌ای همچون نورا رابرتز و جی.کی.رولینگ، مدت‌ها پیش از آنکه در مقام نویسنده به شهرت و موفقیت دست یابند، تجربه بارها و بارها رد شدن داستان‌های‌شان از سوی ناشرین مختلف را در کارنامه‌ دارند. رمان‌های رمانتیک و عاشقانه نورا رابرتز به کرّات از سوی ناشری مورد پذیرش قرار نگرفت که خود در حال دزدی ادبی از آثار او بود. خالق هری پاتر که اکنون  پله‌های شهرت و موفقیت را یکی پس از دیگری طی می‌کند، سال‌ها در مضیقه زندگی می‌کرد. اولین کتاب از مجموعه کتاب‌های هری پاتر تحت عنوان “هری پاتر و سنگ جادو” از سوی دوازده ناشر مختلف رد شد، کتابی که بعدها سنگ بنای موفقیت رولینگ را پایه گذاری کرد. در ادامه با ۱۰ نویسنده معروف و ثروتمند جهان آشنا خواهیم شد که با تسخیر قلب میلیون‌ها نفر راه خود به سوی سعادت و ثروت را هموار کردند.

اِستفنی مِیِر(Stephenie Meyer)

استفانی میر

نویسنده آمریکایی اِستفنی میر در سال ۲۰۰۵، رمان خون آشامی و یکی از بهترین آثار خود یعنی “گرگ و میش” یا همان Twighlight  را روانه‌ی بازار کرد. در طول سه سال، میر موفق شد ۵۰ میلیون نسخه از این کتاب را به فروش رسانده و به عنوان پول‌سازترین نویسنده سال ۲۰۰۸ انتخاب شود. این رمان و دنباله‌هایش ماه نو، کسوف و سپیده دم به یکی از محبوب‌ترین کتاب‌ها در میان قشر نوجوان و جوان تبدیل شدند. تا کنون بیش از صد میلیون نسخه از  این رمان خون آشامی در جهان به فروش رسیده است، همچنین  مجموعه فیلم‌هایی که با اقتباس از این کتاب ساخته شدند نیز، به نوبه خود به فروشی خیره کننده دست یافتند. اکنون بلّا، ادوارد و دیگر شخصیت‌های این کتاب برای دوست داران ادبیات تخیلی نام‌هایی شناخته شده هستند. مجموعه این عوامل دست به دست هم داده و این نویسنده را به چهره‌ای شناخته شده، محبوب و ثروتمند تبدیل کردند. میر که در سال ۲۰۱۰  بالغ بر ۵۰ میلیون دلار ثروت داشت،  با مدیریتی حساب شده و تنها در طول چهار سال ارزش خالص دارایی خود را به ۱۲۵ میلیون دلار اِرتقا داده و رتبه دهم فهرست ما را از آن خود نمود.


دین کونتز (Dean Koontz)

دین کونتز

نویسنده‌ی سرشناس آمریکایی دین کونتز با اسامی متعددی شناخته می‌شود، اسامی همچون آرون وولف، دیوید اَکستون و لی نیکولز. آثار کونتز بیش از هر چیز بر پایه‌ی تعلیق و هیجان متمرکزند، هیجانی که رگه‌هایی از ادبیات علمی- تخیلی و ترسناک را نیز در خود دارد. همچون دیگر نویسندگان نامی، کارهای او نیز دست مایه ساخت فیلم‌های متعددی بوده  که از آن جمله می‌توان به  مخفیگاه (hideaway)، کثرت (Intensity)، یگانه بازمانده (Sole Survivor) و رودخانه سیاه (Black River) اشاره کرد. در سال ۱۹۶۸  بیش از ۴۵۰ میلیون نسخه از کتاب‌های او در سطح جهانی به فروش رسید، رقمی که او را در فهرست نویسندگان برتر نیویورک تایمز قرار داد. امسال نیز کونتز با بیش از ۱۴۵ میلیون دلار ثروت، به عنوان یکی از  نویسندگان و رمان نویسان ثروتمند و مطرح جهان انتخاب شده است.


نورا رابرتز (Nora Roberts)

نورا رابرتز

نویسنده و رمان نویس آمریکایی نورا رابرتز، شاید در شمار نویسندگانی باشد که چندان با او و آثارش آشنایی نداریم، اما در طول دوران کاریش آثار متعددی خلق و میلیون‌ها دلار درآمد کسب کرده است. براساس تخمین‌های صورت گرفته ارزش خالص دارایی او ۱۵۰ میلیون دلار برآورد می‌شود. رابرتز همچنین تحت عناوینی همچون جی دی راب، جیل مارچ و سارا هاردِست نیز قلم زده است. او به عنوان یکی از بهترین نویسندگان رمان‌های عاشقانه آمریکا شناخته شده و اولین نویسنده‌ای است که تحت این عنوان به تالار مشاهیر آمریکا راه یافت. رمان‌های او به صورت منظم در شمار پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار دارند. برای سه دهه، این نویسنده‌ی کوشا مشغول فعالیت بوده و ما حصل کارش بیش از ۲۰۹ عنوان کتاب است که به چاپ فروش‌های قابل توجهی دست یافتند. اولین جرقه‌ی نویسندگی در وجود او در یک صبح برفی و کسل کننده در فوریه سال ۱۹۷۹ زده شد. کولاک و برف شدید او و دو فرزندش را در منزل گرفتار کرده بود، در نتیجه برای سرگرم کردن خود شروع به نوشتن ایده‌های اولیه‌ای از رویدادهای زندگی خود کرد. در سن ۶۴ سالگی، نورا هنوز از بازنشستگی فاصله‌ای بس طولانی داشته و آخرین اثرش “کلکسیونر” در ۱۵ آوریل سال ۲۰۱۴ رونمایی شد.


جکی کالینز(Jackie Collins)

جکی کالینز

جکی کالینز نویسنده‌ای انگلیسی است که تا کنون ۲۹ اثر پرفروش به بازار عرضه کرده است، آثاری که همگی در فهرست پر فروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفته و فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی متعددی بر مبنای آنها ساخته شده است. بیش از ۵۰۰ میلیون نسخه از کتاب‌های او تا کنون به فروش رفته و به ۴۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده‌اند. اولین رمان کالینز “دنیا پر از مردان متأهل است” در ۱۹۶۸ به چاپ رسید، اما این کتاب بازخورد مناسبی نداشته و در کشورهایی همچون استرالیا و آفریقای جنوبی ممنوع اعلام شد. در دهه‌ی شصت بسیاری او را متهم به چاپ کتاب‌های تحریک کننده کردند، روندی که در دیگر کتاب‌های او نیز دنبال شده و به خوبی مشهود است. فهرست بلند بالای آثارش در مجموع ۱۸۰ میلیون دلار برای او به ارمغان آورده است.


جان گریشام (John Grisham)

جان گریشام

اگر به کتاب‌هایی با تم حقوقی علاقمند باشید، شاید جان گریشام یکی از نویسندگان محبوب شما باشد.

گریشام سلطان بلامنازع تریلرهای حقوقی و قضایی است. او که به عنوان وکیل جنایی برای یک دهه مشغول به فعالیت بود به خوبی با زیر و بم امور قضا آشنایی داشته و همین امر او را به یکی از نویسندگان معروف و محبوب در این زمینه مبدل نموده است. اولین کتاب او ” زمانی برای کشتن” در ۱۹۸۹ به چاپ رسید و با اثر درخشان دیگری همچون “شرکت” در ۱۹۹۱ دنبال شد. در سال ۱۹۹۳ بر اساس این داستان فیلمی با بازی تام کروز در نقش شخصیت اصلی میچ مکدیر(Mitch Mcdeere)، ساخته شد که  یکی از بهترین فیلم‌های اوایل دهه‌ی ۹۰  به شمار می‌رود. گریشام یکی از سه نویسنده ای است که در اولین تلاش موفق شده دو میلیون نسخه از کتاب‌های خود را به فروش برساند، دو نویسنده‌ی دیگر جی- کی- رولینگ و تام کلنسی هستند. تا سال ۲۰۱۲ این نویسنده‌ی زبده موفق شده بیش از ۲۷۵ نسخه از رمان‌هایش را درسطح جهانی به فروش رسانده و در حدود ۲۰۰ میلیون دلار عایدی کسب کند، رقمی که او را به ششمین نویسنده‌ی ثروتمند جهان تبدیل نمود.


تام کلنسی(Tom Clancy)

تام کلنسی

رمان نویس آمریکایی و استاد ادبیات جاسوسی- تخیلی تام کلنسی، در سال ۱۹۸۲ پا به عرصه‌ی ادبیات و داستان نویسی نهاده و با انتشار کتاب “شکار اکتبر سرخ” در سال ۱۹۸۴ به صورت حرفه‌ای فعالیت خود را آغاز کرد، کتابی که به اولین عنوان پرفروش او تبدیل شد. به دنبال این موفقیت، دیگر آثار او در همین ژانر همچون “بازی وطن پرستان”، “خطر آشکار” و “مجموعه‌ی  تمام ترس‌ها” به بازار آمد. داستان‌هایی که بر مبنای آنها فیلم‌های موفق و پرفروشی با بازی الک بالدوین، هریسون فورد و بن افلک ساخته شد. متأسفانه این کارشناس متبحر ادبیات علمی، نظامی و جاسوسی، در اکتبر ۲۰۱۳ دار فانی را وداع گفت. ارزش دارایی که او برای خانواده‌اش برجای گذاشته بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار است، به علاوه دیگر متعلقات از جمله عمارتی که دو میلیون دلار قیمت دارد نیز از جزئی از این ارثیه قابل توجه است.


جیمز پترسون (James Patterson)

جیمز پترسون

این نویسنده بیشتر به دلیل مجموعه داستان‌های الکس کراس (Alex Cross) شناخته شده است، جیمز پترسون همچنین به دلیل تریلرهای باشکوه، غیر داستانی و مستند و البته داستان‌های عاشقانه به شهرت رسیده است. پترسون بیش از ۳۰۰ میلیون نسخه از آثارش را در سطح جهانی به فروش رسانده است، آثاری که او را به یکی از ثروتمندترین رمان نویسان این سیاره تبدیل کردند. از یک حقوق پایین در یک آژانس تبلیغاتی در سال ۱۹۹۶، پترسون راهی بس پرفراز و نشیب را طی کرده، و اکنون به جایگاهی مناسب دست یافته است. ارزش دارایی‌های او در حدود ۳۱۰ میلیون دلار  برآورد می‌شود.


دانیل استیل

دانیل استیل

دانیل استیل را شاید بتوان یکی از معروف‎ترین و شناخته شده‌ترین نویسنده‌های رمان‌های عاشقانه غربی در بین مخاطب ایرانی و به ویژه قشر نوجوان و جوان دانست.

او که با نام اصلی “دانیل فرناندز دومینیک شولین استیل” به دنیا آمد، با نام هنری دانیل استیل خالق آثار مطرح و پر فروش متعددی شد. او اکنون با فروش ۸۰۰ میلیون نسخه از کتاب‌هایش به عنوان بهترین نویسنده‌ی در قید حیات جهان و همچنین چهارمین نویسنده‌ی مطرح و محبوب همه زمان‌ها انتخاب شده است. استیل آثار محبوب بسیاری به نگارش در آورده که همگی به ۲۸ زبان زنده دنیا ترجمه و در اختیار علاقمندان در اقصی نقاط جهان قرار گرفته‌اند، همچنین ۲۲ برداشت تلویزیونی نیز در کارنامه دارد که دو تای  آنها نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بودند. رمان‌های او اغلب مملو است از شخصیت‌های متعدد که درگیر اتفاقات یا گرفتار تنگنا هستند. استیل همچنین کتاب‌هایی برای کودکان به رشته تحریر در آورده است. ارزش دارایی او ۳۷۵ میلیون دلار تخمین زده می‌شود.


استیفن کینگ

استیفن کینگ

عاشقان هنر هفتم در ایران حتماً فیلم‌های مطرحی همچون درخشش، میزری، رستگاری در شاوشنگ و مسیر سبز را به خاطر دارند، فیلم‌هایی که با الهام از کتاب‌های این نویسنده ساخته شده بودند.

تا کنون بیش از ۳۵۰ میلیون نسخه ا ز کتاب‌های استیفن کینگ، سلطان معاصر ادبیات ترسناک، جاسوسی، تعلیقی، علمی- تخیلی و فانتزی، به فروش رسیده است، کتاب‌هایی که بسیاری از آنها دست مایه ساخت فیلم‌های معروف سینمایی، تلویزیونی و همچنین داستان‌های مصور بوده‌اند. او بیش از ۵۰ رمان به رشته تحریر در آورده که تعدادی با نام اصلی و تعدادی را نیز تحت عنوان ریچارد بَچمن به چاپ رسانده است. کینگ همچنین نزدیک به دو هزار داستان کوتاه نوشته و برنده‌ی جوایز متعدد ادبی همچون جایزه برام استوکر، جوایز فانتزی اِوارد و جایزه‌ی انجمن فانتزی انگلستان شده است. کینگ را می‌توان یکی از موفق‌ترین و ثروتمندترین نویسندگان  حال حاضر جهان دانست، داستان سرایی موفق که ارزش دارایی‌هایش ۴۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.


جِی. کِی. رولینگ

جی کی رولینگ

و بالاخره نوبت به ثروتمندترین نویسنده‌ی جهان رسید، نویسنده‌ای که به لطف خلق دنیایی جادویی و پسرکی با چشمان سبز بر قلّه موفقیت گام نهاده و در شمار ثروتمندترین زنان جهان قرار گرفته است.

جوآن “جو” رولینگ با عناوینی همچون رابرت گالبریث (Robert Galbraith ) و جی.کی.رولینگ، خالق مجموعه کتاب‌های موفق و پر فروش هری پاتر است. فانتزی تخیلی رولینگ توجه جهان را به خود معطوف نموده و برنده جوایز متعدد ادبی شد، کتابی که بیش از ۴۰۰ میلیون نسخه از آن در سطح جهان به فروش رسیده است. این مجموعه به عنوان بهترین و پرفروش‌ترین مجموعه کتاب‌های جهان در کل تاریخ شناخته شده و فیلم‌هایی که با اقتباس از آن ساخته شدند نیز به عنوان یکی از سودآورترین فیلم‌های تاریخ  جهان شناخته شدند. داستان زندگی پر فراز و نشیب این نویسنده الهام بخش بسیاری بوده است، تبدیل شدن از زنی معمولی به نویسنده‌ای با یک میلیارد دلار ثروت آن هم در عرض تنها پنج سال، جهشی غیر منتظره به شمار می‌رود. هفتمین و آخرین جلد این مجموعه “هری پاتر و قدیسان مرگبار”، در سال ۲۰۰۷ به بازار آمد و نقطه‌ی پایان بر مسیری بود که با چاپ اولین کتاب در سال ۱۹۹۷ آغاز شده بود. اولین قسمت از فیلمی که با اقتباس از این کتاب ساخته شد در نوامبر سال ۲۰۱۰ و بخش دوم آن در جولای سال ۲۰۱۱ اکران شد. هم اکنون جی.کی. رولینگ  عنوان ثروتمندترین  نویسنده زمین را از آن خود نموده، او همچنین  به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان حال حاضر جهان نیز شناخته می‌شود، بانویی که در حدود یک میلیارد دلار ثروت دارد.

نویسندگان برجسته  با قلمی جادویی و تأثیر گذار، خوانندگان خود را  مجذوب می‌کنند، به طوری که عاشقانه روند داستان را دنبال و حتی با شخصیت‌های خلق شده‌  زندگی می‌کنند. این موهبت همان عاملی است که درهای ثروت و موفقیت را به روی آنان می‌گشاید. در این مجال به سراغ گروهی از این نویسندگان شاخص می‌رویم. در ادامه با زومیت همراه باشید.

مرجع/زومیت


برچسب‌ها : ,
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/5/19 - 23:12 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

گر می خواهید پولدار شوید این عادتها را باید ترک کنید - آکا

روانشناسی موفقیت - اگر می خواهید پولدار شوید این عادتها را باید ترک کنیدبرای رسیدن به ثروت باید این عادت ها را ترک کنیم:

برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایمان لازم و واجب است که یک سری از عادت ها و رفتارهای ناپسند را ترک کنیم به این ترتیب مسیر رسیدن به اهدافمان هموار تر می شود.
برای رسیدن به ثروت باید این عادت ها را ترک کنیم:
1 - از این شاخه به آن شاخه پریدن

برای رسیدن به موفقیت وثروت اول باید بدانید در چه کاری استعداد دارید،سپس اهداف خودتان را مشخص کنید و بعد هیچ وقت از این شاخه به آن شاخه نپرید.
اگر20 سال و یا کمتر دارید طبیعی است که سعی کنید توانایی ها و نقاط ضعفتان را کشف کنید پس از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن شما طبیعی است اما اگر در 40 سالگی همان راه را طی کنید یک جای کار می لنگد. رابطه چنین فردی با موفقیت رابطه عکس است و او و موفقیت هیچ وقت یکدیگر را ملاقات نمی کنند.

2 - خرج بیشتر از دخل

یک فرد ثروتمند ممکن است در ماه خیلی چیزها بخرد اما برای هرچیزی که می خرد احساس نیاز می کند و برای تهیه آن دلیل دارد و هیچ وقت بیش از دخلش خرج نمی کند.
چنین آدم هایی کمتر وام های خرد می گیرند و بیشتر در پی یافتن سرمایه گذار مناسب هستند.

3 - زندگی بی برنامه

برای برنامه ریزی لازم نیست مثل رئیس جمهور بودجه سالانه تان را تنظیم و ترسیم کنید اما هر روز باید دقیقا بدانید که چه کارهایی را باید انجام بدهید و اولویت های شما کدام است.
افراد ثروتمند کارهایی که آنها را از برنامه هایشان دور می کند انجام نمی دهند.
4 - دوستان بی ارزش

افراد ثروتمند شبکه دوستی بزرگ و ارزشمندی دارند که بسیار گسترده و صمیمی است اما در کنار آنها افراد به درد نخور یافت نمی شود.
دوستی باید هدفمند باشد دوستان شما معرف شخصیت شمایند پس از هم نشینی با کسانی که ارزشی ندارند پرهیز کنید.
5 - سرمایه گذاری روی دیگران

افراد موفق و ثروتمند هیچ وقت روی دیگران سرمایه گذاری نمی کنند به این معنی که از هیچ کس توقعی ندارند و بر روی امکانات هیچ کسی غیر از خودشان حساب باز نمی کنند.
به این ترتیب دائما درحال آموختن هستند و به هیچ عنوان از فراگیری آنچه مربوط به رشته تخصصی شان و شیوه های سرمایه گذاری است طفره نمی روند و آموختن در این مسیر را به هرکاری اولویت می دهند.
6 - پرخوری

تحقیقات مختلف در سراسر جهان ثابت کرده که انسان های ثروتمند به سلامتی خود به شدت اهمیت می دهند و در بین آنها کمتر افراد دارای اضافه وزن و بیمار دیده می شود.

7 -ترس

آدم های موفقت وثروتمند قدرت ریسک پذیری بالایی دارند و اصولا با ترس میانه خوبی ندارند به این ترتیب کمتر پیش می آید که نسبت به چیزی اظهار نگرانی کنند.
البته این به معنی بی گدار به آب زدن و انجام کارهای بی هدف نیست بلکه آنها همیشه و قبل از انجام هر کاری مشورت و مطالعه می کنند اما وقتی تصمیمی گرفتند ترس به خودشان راه نمی دهند.

8 - کوته اندیشی

آدم هایی که ما به عنوان موفق می شناسیم با کوته اندیشی هیچ میانه ای ندارند برای اهداف کوتاه مدت و خوشی های لحظه ای کاری نمی کنند و سرمایه شان را در جایی به کار می برند که در طولانی مدت برایشان ثمرات فراوانی بر جای می گذارد.
9 - بی مسئولیتی

افراد موفق به شدت مسئولیت پذیر هستند مهم نیست مراقبت یک روزه خواهر زاده هایشان باشد ،اداره یک شرکت بزرگ و یا خرید ماست .
برای انجام هر کاری مسئولیت پذیریری بالا و دقت عمل ستودنی دارند.
10 - یاس

موفق ها با یاس، ناامیدی و غم هیچ رابطه ای ندارند. آنها در سخت ترین لحظات بهانه ای برای امیدواری دارند و به مشکلات به عنوان یک ظرفیت بلقوه می نگرند.




روانشناسی موفقیت - banki.ir

گردآوری خانواده و روانشناسی
آکاایران 


برچسب‌ها : ,
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/5/18 - 13:53 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

زنان ثروتمند آی.تی ،در سال 2014

دسته بندی : موفقیت, ثروت,

زنان ثروتمند آی.تی در سال 2014

علم و فناوری، یکی از حوزه هایی است که در سال های اخیر به دلیل استقبال مخاطبان بسیار درآمدزا بوده و ثروت های هنگفتی را عاید سرمایه گذاران کرده است.

بسیاری از سرمایه گذاران بخش های آی.تی و حوزه علم فناوری را زنان تشکیل می دهند.
اما معمولا این
بانوان ثروتمند را کمتر دیده یا می شناسیم درصورتی که نقش این زنان درشرکت هایی مانند اچ.پی، یاهو، مایکروسافت، گوگل و غیره... مثال زدنی است. 

معرفی 
ثروتمندترین زنان حوزه آی تی و فناوری در سال 2014 میلادی


لی یوان پنگ






وی 
مدیر و موسس شرکت چینی با اسم علی بابا است. گروه علی بابا (Alibaba Group ) وب سایت معاملاتی آنلاینی مانند آمازون است که برای کسب و کار در این کشور تاسیس شده است. جالب است بدانید که هنوز کسی از حقوق این خانم ثروتمند اطلاعی ندارد.


آنجلا آرندتس







مدیر عامل سابق شرکت بربری و عضو جدید 
اپل است. وی امسال به شرکت اپل پیوسته و مدیر بخش Apple Store است. حقوق وی رقمی بین 2 تا 3 میلیون دلار عنوان شده است.

این موضوع در حالی مطرح می شود که 
سهام وی در شرکت اپل بیش از 76 میلیون دلار است.


امی هود






هود، اولین مدیر 
زن امور مالی واحد تجاری مایکروسافت است. درآمد وی حدودا 7.5 میلیون دلار است.

رنه جیمز





وی در عین اینکه مدیر شرکت 
اینتل است، یکی از مهمترین و همینطور تاثیرگذارترین اشخاص در این شرکت نیز محسوب می شود. درآمد وی حدودا 15 میلیون دلار عنوان شده است.


سوزان وژکیکی


وی در گذشته کارمند شرکت گوگل بوده و در پشت تمامی محصولات تبلیغاتی مانند AdWords ,AdSens ,Analytics و DoubleClick حضور داشته است. اما اکنون معاون ارشد یوتوب بوده و حقوق دریافتی وی رقمی حدودا 10 میلیون دلار است.

سافرا کاتزا





وی از سال 2011 میلادی، یکی از اعضای 
هیئت مدیره شرکت نرم افزاری بزرگ Oracle بوده است. 
وی در حال حاضر مدیریت ارشد بخش مالی این شرکت را نیز برعهده دارد. 
درآمد سالانه وی حدودا 44 میلیون دلار است.


جینی رومتی






وی اولین مدیر عامل زن شرکت بزرگ 
IBM است و اطلاع دقیقی از درآمد وی در دسترس نیست اما به طور تقریبی 16 میلیون دلار عنوان شده است.

ماریسا مایر





وی در قسمت هایی از گوگل مانند Gmail , Google News , Google Maps فعالیت داشته تا در سال 2012 به عنوان مدیر عامل جدید شرکت 
یاهو منصوب می شود. 

وی یکی از جوان ترین مدیران یاهو محسوب می شود. دارایی وی بیبش از 300 میلیون دلار تخمین زده شده است.




برچسب‌ها : ,
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/4/30 - 22:41 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

وقتی که یک میلیاردر از مشکلاتش می گوید؛ پول دار بودن به آن خوبی که فکر می کنید نیست

وقتی که یک میلیاردر از مشکلاتش می گوید؛ پول دار بودن به آن خوبی که فکر می کنید نیست

خوشحال بودن با پول کمتر و یا یک زندگی بی تفاوت با پول بیشتر. انتخاب میان این دو کار سختی است. اما آیا واقعا پول دار شدن با چنین مشکلاتی همراه است؟ اگر اینچنین باشد، آیا پولدار شدن ارزشش را دارد؟

یک ثروتمند ناشناس سوال بالا را که توسط یکی از کاربران وبسایت Quora مطرح شده را پاسخ می دهد. پاسخی منطقی که شاید برای بسیاری تکان دهنده باشد.

اواسط دهه سوم زندگی ام، تقریبا ۱۵ میلیون دلار پول داشتم که از فروش یک شرکت استارت آپ تکنولوژی به دست آمده بود. من با افراد زیادی در مورد این سوال صحبت و پیرامون اینکه چگونه پس از پولدار شدن همان آدم سابق باقی بمانم تفکر کردم.

پاسخ من این است: ثروتمند بودن بهتر از ثروتمند نبودن است، اما پولدار بودن به آن خوبی که تصور می کنید نیست. چرا؟ توضیحش یک مقدار پیچیده است.

نظریه ای نسبتا متفاوت از دی کاپروی در فیلم «گرگ وال استریت»: “هیچ شرافتی در فقیر بودن نیست، من هم فقیر بودم هم ثروتمند اما هر بار ثروتمند بودن را انتخاب کردم. حداقل به عنوان یک فرد پولدار، وقتی می خواهم با مشکلاتم روبرو شوم، پشت لیموزین ام نشسته ام، در حالی که یک کت ۲ هزار دلاری تنم کرده ام و ساعت طلایی ۴۰ هزار دلاری دستم هست. من از شما می خواهم که با پولدار شدن با مشکلات تان رو به رو شوید.”

اول، دیگر لازم نیست نگران پول های تان باشید، این واقعی ترین چیزی است که ثروتمند بودن به شما می دهد. چیزهای گران زیادی هستند که حتی بدون نگاه کردن به برچسب قیمت هم می توانید بخرید اما مواردی هم هست که از توان شما خارج هستند و آرزو دارید که ای کاش برای به دست آوردنش پول بیشتری کسب کرده بودید.

البته ثروتمند شدن با سختی های زیادی همراه است. شما هیچ وقت اجازه ندارید که در مورد چیزی شکایت کنید، هیچ وقت. اغلب مردم فکر می کنند پولدار بودن یعنی اینکه دیگر شما هیچ نیاز انسانی ندارید و هیچگاه هم احساس ناامیدی نمی کنید. اما هنوز هم شما یک انسان عادی هستید، گرچه بقیه مردم چنین اعتقادی ندارند.

دومین مشکل پولدار بودن بالا رفتن توقع مردم است. همه شان از شما یک چیزی می خواهند. نمی دانید که افراد شما را به خاطر خودتان دوست دارند یا به خاطر اینکه شما پولدار و ثروتمند هستید. اگر ازدواج نکرده اید، خیلی خوب مراقب باشید و در نظر بگیرید که طرف مقابل به خاطر پول سراغ تان می آید و یا خودتان را دوست دارد.

از همه گذشته، شما دوست و خانواده دارید که خوشبختانه رابطه تان با آن ها خیلی هم بد نیست اما می تواند شرایط سختی پیدا کند. آن ها هم وقتی متوجه مواردی شوند قطعا رفتار متفاوتی پیش می گیرند. ممکن است پیش تان بیایند و از شما طلب وام کنند (که البته اصلا ایده خوبی نیست، همیشه هدیه دهید). حتی دیگر مثل قبل از هدیه های کریسمسی که به آن ها می دهید هم استقبال نمی کنند و توقعات غیر قابل قبولی دارند.

Billionaire-rich-list

باید فکر کنید چه چیزی برای والدین تان بگیرید که قیمت زیادی هم نداشته باشد. رک بگویم، خیلی اوضاع افتضاحی است وقتی به عنوان یک ثروتمند باید به این چیزها فکر کنید. همه موارد را با هم ترکیب کنید تازه می فهمید که باید گوشه گیر باشید.

گاهی پیش می آید که شب ها در جای خودتان دراز کشیده اید و به این فکر می کنید آیا سرمایه گذاری درستی انجام داده اید یا همه اش به باد خواهد رفت. حس کسی که بالای یک ساختمان بلند ایستاده و می خواهد دیوانگی کند و بپرد را درک می کنید؟ بعضی وقت ها می خواهید دیوانه شوید و تمام سرمایه تان را در این راه بگذارید.

مورد بعدی که باید در مورد پول بدانید این است که: تمام آن چیزهایی که در ذهن تان متصور شده اید زمانی که پولی برای خریدشان ندارید ارزشمند هستند، در حقیقت تنها به این دلیل ارزنده اند که پولی برای خریدنشان وجود ندارد. چشم تان یک مدل جدید آئودی را گرفته و زمانی که می توانید آن را راحت به چنگ آورید دیگر همانند گذشته برای تان جذاب نیست.

همه چیز نسبی است و کم و بیش، شما هیچ قدرتی در مقابل آن ندارید. بله، اولین ماهی که با آئودی می رانید یا در یک رستوران مجلل غذا می خورید واقعا لذت می برید اما بعدا یکجورهایی به آن عادت می کنید. و پس از آن به دنبال چیز بعدی می گردید؛ یک مرحله بالاتر. مشکل این است که شما باید توقعات تان را دوباره تنظیم کنید و هر چیزی که پایین آن قرار دارد دیگر برای شما جذاب نیست.

would-this-pile-of-dough-make-you-feel-rich

این برای همه اتفاق می افتد. افراد معقول می توانند چشم اندازشان را حفظ کنند، قویا با آن مبارزه کنند و در برابرش قدرت داشته باشند. اما کسانی که توانایی کنار آمدن با آن را ندارند مرتبا شکوه می کنند و عوضی بازی در می آورند. اما این را به یاد داشته باشید: این برای شما هم اتفاق می افتد، اگرچه شاید اینگونه فکر نکنید. در این یک زمینه باید به من اعتماد کنید.

اکثر مردم فکر می کنند اگر مقدار بیشتری پول در اختیار داشتند، زندگی راحت تر و خوشحال تری را سپری می کردند. ثروتمند که می شوند تازه متوجه می شوند چنین خبری نیست و حتی این موضوع می تواند زندگی شان را وارد بحرانی جدی کند.

اگر فردی از طبقه متوسط جامعه هستید، به اندازه کافی که می خواهید، فرصت در زندگی تان دارید. اگر الان خوشحال نیستید، با پول بیشتر هم خوشحال نمی شوید.

چه ثروتمند هستی و چه نیستی، زندگی ات را آنجور که می خواهی شکل بده و پول را بهانه نکن. وارد جامعه شو، درگیرش شو و فعال باش، شور و شوقی که داری را دنبال کن و به دنبال ایجاد تفاوت باش.


برچسب‌ها : ,
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/4/29 - 22:22 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/4/22 - 21:53 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

برای داشتنِ هر چیزی ، راه ِ رسیدن می خواهد.

دسته بندی : اندیشه های نوزای, انگیزش و هیجان, کاوش ذهن, علم و دانش, ثروت, جملات قصار از محمد نظری گندشمین, خودنوشته های M.N.G, فکر و اندیشه ؟, ذهن,
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/3/14 - 15:38 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

ثروت ، جسم زندگی و علم ، روح زندگیست

دسته بندی : اندیشه های نوزای, تغییر, کاوش ذهن, تفاوت های فردی, علم و دانش, ثروت, جملات قصار از محمد نظری گندشمین, وقت و زمان, خودنوشته های M.N.G, فکر و اندیشه ؟, کودک,
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1393/3/1 - 15:58 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

۳ اصل ساده برای پولدار شدن و پولدار ماندن


در این نامه اصول علمی و اثبات شده ای را درباره کسب ثروت به شما خواهم آموخت. اما دقت کنید که این اصول حاصل اکتشافات خود من نبوده است. من فکر نمی کنم که اساساً صلاحیت نصیحت کردن شما درباره کسب ثروت را داشته باشم. آنچه که درادامه می گویم حاصل تجربیات و آموزه های میلیونر های بزرگ است که من به دقت مطالعه کرده و در کار و زندگی خود به کار برده و ۱۱۰% نتیجه گرفته ام. و گرنه من آنقدر آدم باهوشی نیستم که تمام این اصول را خودم کشف کرده باشم. اما لااقل آنقدر عقل سلیم دارم که به توصیه افراد موفق و با تجربه گوش کنم و مرتکب اشتباهات آنان نشوم.

۱) همه انسان ها به تدریج می توانند ثروتمند و بی نیاز شوند.
همه ی انسانها، حتی بدون داشتن استعدادی خاص و یا شانس می توانند به تدریج ثروت کسب کنند. می توانند بخشی از دستمزد خود را ذخیره کنند و نهایتا بازنشسته شوند.
چند سال پیش کتابی در این باره می خواندم که ایده ی جالبی را توضیح می داد. شما می توانید فقط با پس انداز کردن پول خود، بدون آنکه نیاز به سرمایه گذاری و ریسک کردن داشته باشید، در کمال رفاه بازنشسته شوید. حتی نیاز به خریدن دوره آموزشی من یا تحصیل در علم اقتصاد هم نخواهید داشت.
کافی است که هرماه ۱۰% از درآمد خود را پس انداز کنید. البته شاید بگویید که تورم در نهایت باعث از بین رفتن ارزش پول پس انداز شده می شود. این درست است. به همین خاطر پیشنهاد می کنم که پول پس انداز شده را صرف خریدن اوراق قرضه ی دولتی کنید. اوراق قرضه سود ثابت و مشخصی دارند. از طرفی هم دولت هیچ وقت ورشکست نمی شود. درنتیجه شما هر سال مقدار مشخصی را به عنوان سود، بدون هیچ ریسکی دریافت خواهید کرد.
حال اگر واقعا باهوش باشید، سود پرداخت شده از طرف دولت را دوباره صرف خریدن اوراق قرضه خواهید کرد. در نتیجه میزان ثروت پس انداز شده ی خود را باز هم بالاتر خواهید برد.
از آنجا که من میزان حقوق فعلی شما را نمی دانم و نرخ اوراق قرضه ممکن است نسبت به زمانیکه شما این را می خوانید فرق کرده باشد، نمی توانم به طور دقیق این محاسبه را انجام دهم.
اما حدس می زنم که با پس انداز کردن ۱۰% در آمد خود به شکلی که گفتم، در ۱۵ تا ۲۰ سال آینده، شما آن قدر ثروت خواهید داشت که نیازی به کار کردن نداشته باشید و فقط به مسافرت بروید.
اما اگر نمی توانید ۲۰ سال تا بازنشسته شدن صبر کنید، اشکالی ندارد. راه های دیگری هم هست اما همیشه یادتان باشد که به دنبال کسب تدریجی پول باشید نه یک شبه ثروتمند شدن.

۲) انتظار برای یافتن فرصتی طلائی جهت کسب ثروت، نهایتاً شما را فقیر و احتمالاً آواره خواهد ساخت.
به یاد دارید که در ایمیل قبلی چند مورد از سئوالاتی را که دوستانم در ذهن داشتند مطرح کردم؟ وجه مشترک تمام آن سئوالات چه بود؟
“لطفا یک فرصت طلایی برای من نشان بده که سریع پولدار شوم؟”
در اصطلاح عامیانه به این نوع فرصت طلایی “موقعیتی برای زدن و در رفتن”اطلاق می شود یعنی کار-بزن-در-رو.
تجربه به من نشان داده که اکثر مردم به طور ناخودآگاه دنبال چنین راهی می گردند. و اگر روزی فکر کنند که واقعا روشی سریع آن ها را پولدار میکند، بعضی از اوقات در عرض چند ثانیه کل سیستم باورهای خود را عوض خواهند کرد تا جایی که حتی برایشان مهم نباشد که این کار ” بزن در رو” ممکن است باعث ضایع شدن حق انسانهای بیگناه زیادی شود.
من در طول سالهای گذشته، سیستم باورهای افراد زیادی را توسط هیپنوتراپی عوض کردم. بعضی از اوقات در یک جلسه بیست دقیقه ای کل ترس های واهی یک فرد را نابود کردم، اما با این همه باید اذعان کنم که سرعت تغییراتی که من توسط هیپنوتراپی در دیگران دادم به هیچ وجه به حد سرعت طمع انسان نمی رسد. “طمع” می تواند در کمتر از یک ثانیه فردی را به طور کامل دگرگون کند.
مشکل من با “فرصت های طلایی” برای پولدار شدن به این دلیل نیست که ممکن است باعث آسیب زدن به دیگران شود. بلکه به این خاطراست که در هر حال جواب نمی دهد!
اجازه دهید نشان دهم:
فکر می کنید که در یک فرصت طلایی چقدر می توان پول در آورد؟
صد هزار دلار؟ پانصد هزار دلار؟ اجازه دهید فرض کنیم که یک میلیون دلار بتوان کسب کرد. آیا فکر می کنید که یک میلیون دلار برای کل عمر شما کافی باشد؟
در حالت عادی، برای یک فرد معمولی ممکن است این پول کافی باشد. اما من چیز دیگری درباره ی افراد طمعکار می دانم و آن این است که بعد از در آوردن یک میلیون دلار، هرگز قادر به قانع شدن به آن نخواهند بود و به دنبال میلیون بعدی خواهند رفت!
و در همین رفتن به سمت میلیون “بعدی” است که تمام میلیون “قبلی” را در اختیار فرد یا شرکت بعدی قرار خواهند داد که مشغول همان کار فعلی آن هاست : “بزن و در رو!”
و این چرخه برای فرد طمعکار ادامه پیدا میکند تا روزی که…
البته شاید خواننده ی گرامی با خود فکر کند که وی با دیگران فرق دارد و یا اینکه فرصت طلایی وی با دیگران فرق خواهد کرد. در این صورت من برای شما آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم که شانستان را امتحان کنید. بعضی از ما کمتر از اشتباه دیگران درس میگریم و فکر می کنیم که با بقیه متفاوت هستیم. من این را کاملا درک می کنم. اما به نظر من نتیجه ای که در نهایت به آن خواهید رسید این است من و شما با هم هیچ فرقی نداریم و همه در اشتباه کردن به یک انداره استعداد داریم. و دیگران نیز با ما فرقی ندارند.
اما اگر قانع شده اید که فرصت های طلایی و بزن در رو باب میلتان نیست، همانطور که من از آن ها متنفر هستم، حال آماده اید که راه درست کسب ثروت را یاد بگیرید.
و اصل بعدی، شاید یکی از مهمترین قوانینی است که من از”وارن بافیت” یاد گرفتم:

۳) فقط کاری را بکنید که می فهمید.
فقط کاری را انجام دهید که می فهمید، اما در آن حرفه آن قدر مهارت پیدا کنید که هیچ کس نتواند با شما رقابت کند. و بعد تنها کاری که باید بکنید این است که آن کار را مرتب تکرار کنید.
وارن بافیت ثروتمند ترین فرد روی زمین است، وی بیش از ۸۰ سال سن دارد و در طول دهه ی گذشته رتبه ی اول ثروتمند ترین مرد دنیا بین وی و “بیل گیتس”، رئیس کمپانی مایکروسافت دست به دست شده است.
وارن بافت صاحب یک شرکت سرمایه گذاری است که در کمپانی های مختلف سهام دارد.
به طور مثال کمپانی وی سهام همبرگر فروشی مک دونالدز را زمانی که بین ۳ تا ۵ دلار در نوسان بود خرید، قیمت فعلی سهام مکدونالدز ۱۰۰ دلار است.
وارن بافیت فرمول اصلی سرمایه گذاری خود را از استاد خودش “بنجامین گراهام” یاد گرفت که در دانشگاه سر کلاس های وی می نشست. قسمت اعظم آن فرمول برای همه قابل یاد گیری است. جالب است بدانید که خود من آن را از شاگردِ شاگردِ شاگردِ وی آموختم!
به این می گویند آموزش سینه به سینه! البته فرمول ها و شیوه ی سرمایه گذاری وی برای تشخیص سهام موفق در کتاب های زیادی منتشر شده است. اما چه کسی حوصله ی خواندن و یاد گرفتن آن ها را دارد؟ تقریبا هیچ کس!
اما من شخصاً فرمول های وی را یاد گرفتم و بعد از بارها استفاده کردن از آنها باید بگویم که آنقدرها هم پیچیده نیستند و هر کسی که در حد کلاس پنجم ابتدایی ریاضی بداند آن ها را می تواند یاد بگیرد و استفاده کند.
اما نکته مهم این ماجرا، فلسفه ی کلاسیک وارن بافیت است. وی معتقد است که آدم باید فقط کاری را که می فهمد انجام دهد. یعنی اینکه فرصت های طلایی وی را وسوسه نکند.
اجازه دهید با بیان مثالی از شیوه ی سرمایه گذاری وی، این نکته را توضیح دهم:
از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ بازار سهام دنیا شاهد پدیده ی به نام “حباب دات کام” بود.
ماجرا این بود که با به وجود آمدن اینترنت و اقبال همگانی نسبت به آن، همه کمپانی هایی که در زمینه اینترنت فعالیت می کردند، ناگهان رشد بی سابقه ای تجربه کردند.
کافی بود که اسم شرکت شما لغت “آنلاین” و یا “نت” در خود میداشت تا همه در آن سرمایه گذاری کنند. شرکت مایکروسافت نیز در همین دوران سهامش به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافت.
تمام سهام داران و مشاوران وارن بافیت به وی توصیه کردند که در مایکروسافت و بعضی از شرکت های آی تی سرمایه گذاری کند.
حال باید به این قضیه توجه داشته باشید که وارن بافیت در دفتر کار خود حتی کامپیوتر هم ندارد!
حتی تا همین امروز نیز وی نیازی به یادگیری آن احساس نکرده است!
اگر اشتباه نکنم، در سال۲۰۰۰ ، زمانیکه حباب دات کام به اوج خود رسیده بود وی نامه ای به سهامداران خود نوشت و گفت که قصد دارد خبر خوبی به آن بدهد:
“ما امسال یکی از بهترین سرمایه گذاری های خود را در شرکت های آجرسازی و سیمان انجام داده ایم. لطفا احساسات خود را کنترل کنید!”
وقتی که این حرف را زد همه شروع به مسخره کردن وی کردند و گفتند که او پیرمردی است که از قافله ی تکنولوژی عقب مانده است.
وارن بافت هرگز در مایکروسافت سرمایه گذاری نکرد. وی در هیچ کمپانی اینترنتی سرمایه گذاری نکرد. وی همچنان به راه خودش ادامه داد: “من فقط در تجارتی سرمایه گذاری می کنم که اصول و طبیعت آن را بفهمم.”
و تقریبا چند ماه بعد، همانطور که وی پیش بینی کرده بود، حباب دات کام ترکید و کمپانی های بسیاری در عرض چند روز نابود شدند!
مثلا کمپانی بزرگ آمازون که کارش فروش کتاب و اجناس مختلف از طریق اینترنت است، در عرض مدت کمی قیمت سهامش از ۱۰۷ دلار به فقط ۷ دلار کاهش پیدا کرد!
خوب به مثالی که زدم فکر کنید: از ۱۰۷ دلار تا ۷ دلار مسافت بسیار زیادی است!
در نتیجه من نیز به این اصل وارن بافیت ایمان کامل دارم. البته معنای این حرف آن نیست که آدم باید فقط کار سابقش را ادامه دهد و تجارت های جدید را تجربه نکند.
نه، به هیچ وجه ! اما مهم است که پیش از آغاز یک تجارت جدید اول درباره ی آن یاد بگیرید، و اصول حاکم بر آن را بفهمید. و کاملا اهمیت دارد که شخص “خودتان” بفهمید، اینکه دوست یا همکارتان آن را می فهمد کافی نیست.
من تا ۲۲ سالگی هیچ چیز درباره سرمایه گذاری در بازار سهام نمی دانستم. یکسال صرف یادگیری آن کردم و بعد به طور فعالانه در آن تجربه کسب کردم. به همین خاطر است که می توانم تا آخر عمر میوه ی این درخت را بچینم.
پس شما هم سعی کنید که در درجه ی اول در کار فعلیتان استاد شوید. دانش و تجربه ی خود را در آن عمیق کنید. تقریبا تا حدی پیشرفت کنید که کسی توان رقابت با مهارت شما را نداشته باشد.
مثلا اگر کارمند حسابداری یک شرکت هستید، به مدرک دانشگاهی خود اکتفا نکنید. شروع به خواندن متد ها و روش های جدید بکنید که همکارانتان نمی دانند. در کنار آن شروع به خواندن درباره ی زمینه هایی که مستقیما به کار شما ارتباط ندارند اما به شکلی مربوط اند. مثلا شروع به خواندن اصول “اقتصاد کلان” کنید. در حین انجام این کار متوجه خواهید شد که از تجربه ی خود در حسابداری می توانید به شکل موثرتری در زمینه ای جدید تر استفاده کنید. در این حالت خواهد بود که شما صاحب مهارتی خواهید شد که بعضی از شرکت ها شدیدا به آن نیاز دارند. آنها به کسی نیاز خواهند داشت که مثل شما در هر دو زمینه خبره باشد. آنها به مهارت شما نیاز دارند اما مشکل دراینجاست که افرادی مانند شما نادر خواهند بود. پس قدرت در مذاکره برای حقوق و مزایای بیشتر در اختیار شما خواهد بود.


برچسب‌ها :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1392/7/15 - 13:47 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

چرا همیشه بی پولیم؟

دسته بندی : موفقیت, ثروت,

چرا همیشه بی پولیم؟

چرا همیشه بی پولیم؟

 

دنیا پر از آدم‌های با استعداد فقیر است. غالب آنها یا فقیرند یا در تنگناهای مالی دست و پا می‌زنند یا کمتر از مقداری که در توان‌شان است پول در می‌آورند. این نه به‌دلیل دانسته‌های‌شان است، بلکه به‌دلیل چیزهایی است که نمی‌دانند.در مورد مشکلات مالی یا حرفه‌ای، غالبا کمبود دادن و گرفتن در کنار هم به چشم می‌خورد. مردم بی‌پول بسیاری وجود دارند که علت فقرشان این است که نه گیرنده خوبی هستند نه بخشنده خوبی؛ در حقیقت نه خوب یاد می‌گیرند نه خوب یاد می‌دهند.

 

مغز و وقت یادت نره!

روی مهم‌ترین قانون پول تمرکز کنید: «ببخشید تا بدست بیاورید» به جای این‌که بر این باور باشید که: « به‌دست بیاورید و سپس ببخشید». به همه شما ۲ نعمت خدادادی اهدا شده: مغزتان و وقت‌تان‌! و بعد از آن دیگر بستگی به‌خودتان دارد که با این ۲ چه کنید؟ با هر ریالی که به دست می‌آورید خودتان و فقط خودتان قدرت تعیین سرنوشت‌تان را خواهید داشت. اگر بیهوده خرجش کنید انتخاب کرده‌اید که بی‌پول باشید. اگر خرج بدهی‌های‌تان کنید، به طبقه متوسط‌الحال پیوسته‌اید و اگر آن را روی مغزتان سرمایه‌گذاری کنید و آموزش ببینید که چگونه دارایی‌تان را ذخیره کنید، تحول را برای آینده و هدف‌تان انتخاب کرده‌اید. این انتخاب، همه و همه، مال شما و در اختیار شماست. هر روز با هر ریال که درمی‌آورید؛ تصمیم می‌گیرید پولدار، بی‌پول یا متوسط‌الحال باشید.

افراد کم در‌آمد سواد مالی کافی دارند؟

آیا فرق بین یک دارایی و بدهی را می‌دانید؟ یکی از دلایل پولدار نشدن مردم ندانستن تفاوت میان دارایی و بدهی است.از کار یک فرد پولدار، موجودی و دارایی متولد می‌شود اما مردم کم درآمد بدون این‌که خودشان بدانند بدهی می‌آفرینند.اکنون با یک حساب سرانگشتی درباره زندگی خود و اطرافیان‌تان قضاوت کنید و بگویید ماهانه چقدر قسط پرداخت می‌کنید؟ اجاره خانه چطور؟ و… شما بدون این‌که خودتان بدانید برای خود بدهی می‌تراشید، قسط ماشین‌تان تمام نشده قسط مسکن شروع می‌شود. این یعنی از دست دادن فرصت‌ها، کار سخت و کوشش زیاد برای پیشرفت. در واقع چیزی که شما اسمش را پیشرفت گذاشته‌اید اما با کمال احترام سخت در اشتباهید، شما به جای کسب دارایی به هزینه‌کردن مشغولید. با این برنامه ثابت و منظم هیچ راهی برای ریسک و سرمایه‌گذاری پیش‌روی‌تان قرار نمی‌گیرد.

چرا همیشه بی پولیم؟

به پول‌تان دستور بدهید

اجازه ندهید پول بر زندگی‌تان کنترل داشته باشد.

دارایی و پول‌تان را خودتان کنترل کنید، افراد متوسط جامعه هر روز صبح سرکار می‌روند و در پایان ماه منتظر دریافت حقوق خود هستند و ماه به نیمه نرسیده تمام پول خود را خرج می‌کنند. نکته همین‌جاست فرد پولدار پول می‌سازد بدون این‌که حضور فیزیکی داشته باشد اما افراد کم در‌آمد فقط خرج می‌کنند و به پرداخت بدهی‌های خود مشغولند.

ترس به شما اجازه ریسک و سرمایه‌گذاری نمی‌دهد، نگران از دست دادن شغل تکراری خود هستید و حتی اکثر شما از شغل خود و محیط آن راضی نیستید و فقط به‌خاطر حقوق دریافتی به کارتان چسبیده‌اید. نگرانید که زمان پرداخت قسط کم نیاورید و حتی پس از پرداخت از خودتان راضی هستید.

۲راه برای انتخاب دارید:

۱- به نصیحت بزرگ‌ترها گوش کنید و تحصیلات عالی کسب کنید تا یک کارمند منظم شوید و کاری بی‌دردسر و ثابت داشته باشید تا در آینده از مزایای بازنشستگی استفاده کنید و نردبان ترقی را پله‌پله بالا روید.

۲- علاوه بر کسب تحصیلات و سواد مالی به شغل شخصی خودتان در کنار شغل ثابت اهمیت دهید و صاحب نردبان شوید و بگذارید دارایی‌های‌تان برای شما پول بسازند.

منبع:مجله زندگی ایده آل


برچسب‌ها :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1392/6/31 - 22:04 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

داستان عشق و ثروت و موفقیت

دسته بندی : موفقیت, داستانهای موفقیت, ثروت, عشق و موفقیت,

داستان عشق و ثروت و موفقیت



 

عشق و ثروت و موفقیت *



زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید


برچسب‌ها :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1392/6/17 - 22:29 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

میلیاردهایی که دیپلم ندارند…!

دسته بندی : انسانهای موفق, موفقیت, داستانهای موفقیت, ثروت,

میلیاردهایی که دیپلم ندارند…!




درحالیکه خیلی از ما در دوره دبیرستان دغدغه ساعات برگشت به خانه، شبهای امتحان و آمادگی برای کنکور ورودی دانشکاهها را داشتیم ، عده ای از موفق ترین کارآفرینان امروز دنیا دبیرستان را ترک کردند یا اصلا ثبت نام نکردند و شروع به کارهای درآمدزا کردند. اینجا با 14 نفر از این افراد آشنا می شویم.رابرت دنیرو

دوستداران ویتو کورلئون و جیک لاموتا باید ممنون یکی از محبوبترین هنرپیشه ها باشند که قبل از تولد 17سالگیش دبیرستان را ترک کرد. دنیرو که 2 بار برنده جایزه اسکار شده دوره هنر را در استودیو بازیگری لی استراسبرگ و هنرستان هنرهای زیبای استلا آدلر گذراند. او در این مدت اندکی درباره کسب وکار هم یاد گرفت: دارائی های او عبارتند از استودیو فیلم تریبکا پروداکشن و تعدادی رستوران شیک.
ویدال سسون

ویدال که دوران کودکی خود را در یک یتیم خانه گذرانده بود در سن 14 سالگی یک دوره کارآموزی آرایش و اصلاح مو را گذراند و بعد به ارتش پیوست. او که به خاطر سبک اصلاح موی هندسی اش معروف است به خاطر انجام آرایش خاص مو برای میا فروس،در فیلم Rosemary’s Baby تحسین عمومی را برانگیخت. سرمایه شخصی سسون 130میلیون دلار تخمین زده شده است.
کریک کرکوریان

کرکوریان که یک ثروتمند با نفوذ در زمینه سایتهای تفریحی است، در سال هشتم تحصیل خود مدرسه را ترک کرد تا علاقه اش، بکس آماتور را دنبال کند. امروز او صاحب 3 میلیارد دلار سرمایه است. او در مراکز اصلی وگاس استریپ مانند هتل بین المللی و MGM Grand سرمایه گذاری کرد و بخش بزرگی از سهام MGM Mirage را در سال 2006 خریداری کرد. موسسه کرکوریان، بیش از 180میلیون دلار به اقدامات نوسازی آمریکا و موسسات خیریه دیگر اهدا کرده است.
فرنکویس پینالت

شاید باور اینکه صاحب شرکتهای بزرگی مانند گوچی، سامسونیت و پوما،سومین مرد ثروتمند فرانسه، در سال 1947 مدرسه را ترک کرد تا در چوب بری پدرش کار کند دشوار باشد. یکی از دلایل ترک تحصیل او این بود که همکلاسیهایش فقر او را به تمسخر می گرفتند. حال او شایسته تحسین است. پینالت که پدر خوانده هنرپیشه زن، سلما هایک است سرمایه ای معادل 8.7 میلیارد دلار دارد.
پیتر جکسون

جکسون در یک خانواده متوسط متولد شد. پدر او یک کارگر کارخانه و مادرش یک حسابدار بود. او که سه بار برنده جایزه اسکار شده است، از کودکی استعداد ذاتی برای ساخت فیلم از خود نشان میداد. با ترک دبیرستان مشغول به ساخت فیلم کوتاه در استودیو سینه سینما در نیوزیلند شد. اولین اثر برجسته او که یک درام جنایی بود در 1994 به روی پرده رفت. موفق ترین کار او ارباب حلقه ها بود که حدود 3 میلیارد دلار در جهان فروش کرد.
جسیکا سیمپسون

جسیکا سیمپسون، خواننده، طراح مد و ستاره تلویزیون ، دو آلبوم پرفروش، یک خط تولید کفش، محصولات بهداشت مو و … دارد الا یک چیز، و آن مدرک تحصیلی است. وی دبیرستان را به پایان نبرده است او در ماه نوامبر اعلام کرد که قصد دارد با اریک جانسون مهاجم تیم فوتبال NFL ازدواج کند.
اوما تورمن

مادر تورمن یک مدل بود و پدرش یک استاد دانشگاه کلمبیا بود. او در مدرسه ای در نیویورک ثبت نام کرد اما در سن 16 سالگی مدرسه را ترک کرد. شروع کار او در دنیای سینما در سال 1988 با بازی در فیلمهایی نظیر Dangerous Liaisons and و Quentin Taratino’s Pulp Fiction و Kill Bill بود که این بازیگر را برنده گلدن گلاب کرد.
لری فلینت

او که یک ناشر پرکار وکیل مدافع سخنوری است برای رسیدن به این درجات و زندگی در پنت هاوس نیازی به گرفتن مدرک دبیرستان نداشت. قبل از اینکه به سن بزرگسالی برسد با استفاده از یک گواهی جعلی ولادت در سن 15سالگی به ارتش ایالت متحده پیوست. قبل از انتشار مجله اش در 1974 او چند کافه را اداره می کرد. در سال 2003 در انتخابات فرماندار کالیفرنیا شرکت کرد و نفر هفتم شد.
بیلی جوئل

این جملات متعلق به جوئل است هنگامیکه فهمید در یکی از دروس مهم دبیرستان مردود شده: ” اگر قرار نیست به دانشگاه کلمبیا بروم ، به کلمبیا رکوردز میروم. جاییکه نیازی به داشتن دیپلم ندارد.” او که 6 بار برنده جایزه گرمی شده است بیش از 150میلیون رکورد را به فروش رسانده و در مارچ 2010 تور خود با جان التون را به اتمام رساند. ارزش سرمایه او 160 میلیون دلار است.
کاترین زتاجونز

زتاجونز که دختر یک دوزنده لباس و یک کارخانه دار است مدرسه را در 15سالگی ترک کرد تا کار صحنه را در لندن ادامه دهد. هنر این بازیگر در اواخر دهه 90 با حضورش در فیلم زورو درکنار آنتونی هاپکینز و آنتونیو باندراس بر همگان اثبات شد. او در سال 2002 با بازی در نقش ولما کلی در فیلم موزیکال شیکاگو برنده جایزه اسکار، جایزه BAFTA و Screen Actors Guild شد. زتاجنز همچنین در برخی از فیلمهای تبلیغاتی مانند Elizabeth Arden ، T-Mobile، جواهری Alfa Romeo و Di Modolo ظاهر شده است. ارزش دارائیهای او 45میلیون دلار تخمین زده شده است.
ریچارد کارمونا

یک نمونه جالب از افراد بدون دیپلم کسی است که توانست به یک فرمانده جراح تبدیل شود. کارمونا در 16سالگی مدرسه را ترک کرد و به ارتش پیوست در آن دوره بود که او مدرک دیپلم را گرفت. در سال 1979 کارمونا موفق شد بالاترین مدرک پزشکی را از دانشگاه کالیفرنیا بگیرد. در سال 2002 جرج بوش او را به عنوان ژنرال جراح ایالات متحده منصوب کرد.
دیوید کارپ

کارپ 24 ساله، رویاپرداز رسانه ی اجتماعی، صاحب وبلاگی است که میلیونها دلار برایش درامد دارد. او که موسس وبلاگ محبوب تامبلر است در سن 15 سالگی دبیرستان را ترک و کار را از خانه دنبال کرد. هدف او تاسیس سایت مورد نظرش بود. موفقیت کار او چنان است که در مارس 2010 روزانه 2میلیون پست دریافت می کند و به طور متوسط 15،000 کابر جدید از این وب سایت دیدن می کنند.
دن ایموس

جان دونالد ایموس در یک مزرعه پرورش دام بزرگ شدو هنگامیکه 17 سال داشت مدرسه را ترک کرد. پس از گذراندن دوره های کوتاه به عنوان شیپورچی ارتش و سوزن بان ترن، در سال 1971 صدای او که محبوب مردم بود به عنوان دی جی از رادیو پخش شد . او که با فراز و نشیبهای زیادی روبرو شد بالاخره در نیویورک مستقر شد. پس از قطع ناگهانی برنامه صبح او در سال 2007، نظرات جنجال برانگیزی درباره تیم بسکتبال روتگرز ارائه کرد که مورد توجه تیم WABC قرار گرفت تا اینکه یک قرارداد 5 ساله به ارزش 40میلیون دلار بین آنها بسته شد.
سیدنی پوآتیه

پوآتیه اولین مرد سیاه پوست است که موفق شد جایزه آکادمی بهترین بازیگر را در 1963 دریافت کند. او در سن 12 سالگی مدرسه را ترک کرد تا به خانواده اش که درگیر فقر بود کمک کند. پس از مدت کوتاهی خدمت برای ارتش آمریکا او با کار شستن ظرف توانست معیشتی فراهم کند. در سن 17 سالگی او در مقابل انجام کارگری توانست از کلاسهای بازیگری تئاتر نگرو امریکن در شهر نیویورک استفاده کند. در سال 1997 پویتیر به عنوان سفیر باهاما در ژاپن منصوب شد. در سال 2009 مدال آزادی را از اوباما دریافت کرد.
منبع : بانکی


برچسب‌ها :
نویسنده: محمد نظری گندشمین | نسخه قابل چاپ | 1392/6/5 - 12:08 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

» کتاب « فرمول موفقیت » نوشته استاد محمد نظری گندشمین ( 1396/11/17 )
» دانلود کتاب « بمب کتابی » محمد نظری گندشمین ( 1396/10/28 )
» دانلود کتاب نقشه موفقیت - محمد نظری گندشمین ( 1396/10/23 )
» دانلود کتاب مدرسه موفقیت - محمد نظری گندشمین ( 1396/9/4 )
» دانلود کتاب رهرو راه موفقیت - محمد نظری گندشمین ( 1396/8/30 )
» دانلود کتاب حرکت و موفقیت - محمد نظری گندشمین ( 1396/8/21 )
» دانلود کتاب به سوی موفقیت - محمد نظری گندشمین ( 1396/8/10 )
» دانلود کتاب گامی برای موفقیت ، محمد نظری گندشمین ( 1396/8/6 )
» جهان ، جهان نور است وشگفتی ها ( 1396/5/15 )
» نابغه هایی که کودن شمرده می شدند ( 1396/5/15 )
» ای محمد هر کتاب تو باید مثل یک بسته پستی باشد ، که به آدرس دهکده جهانی ارسال می ( 1396/5/15 )
» ای محمد قلم سبز تو ، سخنگو میکروفن جهانی توست ( 1396/5/15 )
» ای محمد اندکی صبر سحر نزدیک است ( 1396/5/15 )
» حرکت و موفقیت - محمد نظری گندشمین 35 ( 1396/4/3 )
» حرکت و موفقیت - محمد نظری گندشمین 33 ( 1396/4/3 )
» حرکت و موفقیت - محمد نظری گندشمین 32 ( 1396/4/3 )
» حرکت و موفقیت - محمد نظری گندشمین 31 ( 1396/4/3 )
» حرکت و موفقیت - محمد نظری گندشمین 30 ( 1396/4/3 )
» حرکت و موفقیت - محمد نظری گندشمین 29 ( 1396/4/3 )
» حرکت و موفقیت1 - محمد نظری گندشمین 28 ( 1396/4/3 )

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر